أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )

22

البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )

تا آتش در همه گيرد و او را بسوزاند و خاكستر كند . سپس در آن خاكستر كرمى پديد آيد و پيوسته ببالد و بزرگ شود ، تا باز چون همان پرنده شود كه بود . روزگار به سر آمدن اين كار ، پانصد سال است . نيز در يكى از كوههاى خراسان ، ژرفايى است كه همواره در آن آتشى فروزان است . و در آن گونه‌يى موش دشتى زندگى كند و بيرون آيد ، و تا انسانى بيند در درون آتش شود بى آنكه بسوزد . از كرمان تا سيستان صد و سى فرسنگ است . شهرهاى سيستان چنين است : زالق و كركويه و هيسوم و زرنگ ( زرنج ) - و اين شهر مركزى سيستان است - و بست و باشترود و قرنين ، و در اين شهر نشان آخور اسب رستم هست . رودخانهء سيستان هندميد ( هيرمند ) است و مردم سيستان گويند ، هزار نهر در آن ريزد و فزونيى ننمايد ، و هزار نهر از آن خيزد و كاهشيش نيايد . پيمان مردم سيستان چنين است كه خار پشتى نكشند و شكار نكنند . چه در آنجا افعى بسيار است . و كمتر خانه‌يى است كه در آن خارپشت نباشد ، چونان گربه در خانه‌هاى ما ، و راسو در مصر ، زيرا كه در آنجا مار بزرگ بسيار است . رخج « 1 » و زمين داور * 59 از سيستان است . و اين كشور رستم پهلوان است ، كه كيكاووس شاهى آن سامان به دو داد . از شهر سيستان ( زرنگ ) تا هرات هشتاد فرسنگ است . از شيراز تا نيشابور صد و بيست فرسنگ است . از شيراز تا دارابگرد چهل و هفت فرسنگ است . از استخر تا سيرجان - شهر مركزى كرمان - پنجاه و نه فرسنگ است . از جيرفت تا بم بيست فرسنگ است . از جيرفت تا آغاز قلمرو مكران * 60 چهل و يك فرسنگ است . از آغاز قلمرو مكران تا منصورهء سند سيصد و پنجاه و هشت فرسنگ است . و از زرنگ شهر - سيستان - تا مولتان دو ماه راه است .

--> ( 1 ) - معجم ما استعجم گويد : معرب رخد است ( ج 1 ص 646 ) . ضبط ابن رسته ( ص 105 ) : رخد .